روزنامه نیویوركتایمز در تحلیلی انتقادی نوشت؛ دونالد ترامپ كه از خود به عنوان «سیاستمداری توانمند در دستیابی به پیروزیهای سریع و قاطع» یاد میكرد، اكنون در سه پرونده مهم ایران، اوكراین و غزه با واقعیتهای پیچیده میدانی و سیاسی روبهرو شده و به بنبست رسیده است.
«دیویدای. سنگر» تحلیلگر و خبرنگار باسابقه نیویوركتایمز در یادداشتی با عنوان «ترامپ به مرحله بنبست در مداخلات بینالمللی خود رسیده و این موضوع او را آزار میدهد» نوشت كه رئیسجمهور آمریكا پس از ماهها درگیری و فشار نظامی نتوانسته به اهداف اعلامی خود در ایران، اوكراین و غزه دست یابد.
به نوشته این روزنامه، ترامپ تصور میكرد همانگونه كه در برخی عملیاتهای نظامی محدود به نتایج سریع رسیده است، میتواند با فشار نظامی و سیاسی، تحولات ایران را نیز در مدت كوتاهی به نفع واشنگتن رقم بزند؛ اما اكنون جنگ و مذاكرات با ایران وارد مرحلهای شده است كه نه تنگه هرمز بهطور كامل و بدون قید و شرط بازگشایی شده و نه پرونده هستهای و موشكی ایران حلوفصل شده است.
این گزارش با اشاره به «آگاهی ایران از تمایل اندك ترامپ برای بازگشت به درگیری نظامی گسترده» اشاره كرده كه موضوع مذاكرات از دید بسیاری از كارشناسان آمریكایی میتواند ماهها یا حتی سالها ادامه یابد.
نیویوركتایمز همچنین به جنگ اوكراین اشاره كرده و نوشته است: ترامپ كه وعده داده بود این جنگ را در مدت 24 ساعت پایان میدهد، اكنون پس از گذشت بیش از یك سال از آغاز ریاستجمهوری خود، كمتر درباره این پرونده سخن میگوید. در همین حال، مذاكرات صلح همچنان بینتیجه مانده و مقامات آمریكایی نیز نشانههایی از خستگی و ناامیدی نسبت به روند گفتوگوها بروز دادهاند.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است كه در غزه نیز برنامههای ترامپ برای خلع سلاح حماس، ایجاد ساختار جدید حكمرانی و بازسازی گسترده این منطقه به نتیجه نرسیده و بسیاری از اهداف اعلامشده همچنان محقق نشدهاند.
نویسنده با اشاره به تجربه ایران، تأكید میكند كه ترامپ در آغاز جنگ خواستار «تسلیم بیقید و شرط» تهران بود، اما این هدف محقق نشد و جمهوری اسلامی ایران نه از برنامه هستهای خود عقبنشینی كرد و نه توان موشكی خود را كنار گذاشت.
به نوشته نیویوركتایمز، دولت ترامپ اكنون ناچار شده است به جای دستیابی به یك پیروزی سریع و قاطع، وارد روندی طولانی از مذاكرات، مشوقها و تهدیدها شود؛ روندی كه نتیجه نهایی آن همچنان نامشخص است.
این گزارش در پایان نتیجهگیری میكند كه اگرچه ایالات متحده توانایی بالایی در انجام حملات نظامی و تخریب اهداف مشخص دارد، اما در مدیریت و شكلدهی به تحولات سیاسی در كشورهایی مانند ایران، روسیه و اوكراین با محدودیتهای جدی مواجه است؛ مسئلهای كه به گفته نویسنده، بار دیگر در دوران ریاستجمهوری ترامپ آشكار شده است.